تصویرسازی | تصویرِ تصوّر

روز پنج شنبه ۳۱ تیر ماه ۱۳۹۵، چهارمین جلسه‌ی گپ تصویرسازی با ارائه‌ی فرهنگ اسکندری که «تصویرِ تصوّر» رو به عنوانِ موضوعِ این ماه انتخاب کرده بود شروع شد، که در ابتدای اسلاید با پخش ویدئویی انتخاب موضوع و اشاره‌ای کوتاه به مقدمه، با تاکید بر جایگاه و ارزش تصوّر در ساخته شدن و نهایتا چگونه ساخته شدن تصویر یا هر اثر خلق شده‌ای شروع و در ادامه با ارائه‌ی نمودار و مثال‌هایی به قبل و بعد از تصور پرداخته شد با این تعریف از تصور؛ شئ مادی یا ساخته شده قبل از ساخته شدن در ذهن خالقِ اثر تصوّر می‌شود، منشاء تصوّر رو اگر عالم خیال در نظر گرفت و خروجی یا شئِ خلق شده رو تصویر در نظر بگیریم، نموداری به صورت زیر می‌شه ارائه کرد:

● عالم خیال (ثابت، گسترده، عمومی)

● تصوّر ( انتخاب پذیر، جهت پذیر)

●تصویر ( انعطاف پذیر، شخصی)

که باز دربین این اجزا، مراحلی را می‌توان متصوّر شد.  با این توضیحات، تصویرِ حادث یا پدید آمده از هر نوعی زاده‌ی تصوّر است که در ابتدا تصور کردن آن محدود به هیچ محدوده‌ای نبوده و  شکل پذیری تصویر آن تصور نهایتی ندارد. به مدد تصور با رجوع به خیال است که کل خلقت را تجزیه می‌کنیم و به همه‌ی موجودات مفهوم قائل می‌شویم و اعتبار نسبی به آن ها می‌دهیم، در راستای تجزیه و تحلیل خلقت و مراحل بینش، دانش و کنش با مصالح به دست آمده‌ی شخصی طبق ضوابط عمومی و فردی تصاویر جدیدی را خلق و حسی نو می‌آفرینیم. در ادامه با تاکید بر خیال و تصور که می‌تواند تا حدی ضعف استعدادهای دیگر و ضعف تکنیکال را برطرف کند، مشروط بر این که در این میان خیالی نیرومند و خالص در تحرک باشد. اگر ما تصوّر رو علت، و تصویر رو معلول در نظر بگیریم با این تعریف بنیادینِ علّت معلولی که؛ علّت معلول را پدید می‌آورد، معلول علّت را نمایان می‌کند، به صورتی که اجزای این چرخه(علّت و معلول) می‌تواند دائما جای خود را تغییر داده و بر اثبات هم تاکید کنند که در فرایند این چرخش، تکرار به کثرت، کثرت به وحدت، وحدت به یگانگی می‌انجامد، و یگانگی  با شناخت عمیقِ خالق در خود امکان پذیر است.  برای رسیدن به خود شناسی سه سوال پیش می‌آید؛۱- از کجا آمده‌ام؟ ۲- برای چه آمده‌ام؟ ۳ـ به کجا می‌روم؟ که پس از رسیدن به خودشناسی صادقانه تصور و در پیِ آن تصویر ناب امکان حضور پیدا می‌کند. در نهایت با اشاره به انبوهی آلودگی‌ها و بمب باران هر لحظه‌ی دیداری، شنیداری و در کل حواس عمل حس کردن نه تنها قوت نمی‌پذیرد بلکه روز به روز در انبوهیِ اشباع شده غرق می‌شود. و اینجاست که می‌بایست واقعا بیشتر ببینیم، بیشتر بشنویم ، بیشتر حس کنیم که این احساس‌ها می‌توانند در جایگاه یکدیگر نیز ایفای نقش کرده و عمل کنند( مثلا دیدن با گوش، شنیدن با چشم و …).

ودر نهایت در بخش عملی با پخشِ بخشی از نمایشنامه داستان “خرس‌های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد”، نوشته‌ی ماتئی ویسنی یک(شبِ دوم) به این صورت که حاضرین در پس زمینه‌ی تعیین شده «آ»هایی رو که می شنوند تصویر کنند. که هدف از انجام این بخش اشاره به گستردگی تصوٌر و انعطاف پذیری تصویر و نهایتا شخصیت پذیری اثر بود.

 

نظرات

اگر دیدگاه خاصی در مورد این مطلب دارید بیان کنید