مصاحبه اختصاصی گپ با غزاله بیگدلو

شبنم صباغشبنم صباغ

به بهانه شروع هفته تصویرگری در تهران٬ در خانه هنرمندان و با حضور سه تصویرگر منتخب نشان آبان به سراغ غزاله بیگدلو تصویرگر خوب و جوان کشورمان که نشان نام نو تصویرگری را در سال  ۱۳۹۵ کسب کرده بود رفتم و گفتگویی را با او آغاز کردم.هرچند فرصتی که بتوانم حضوری با او مصاحبه کنم فراهم نشد ولی با لطف غزاله مصاحبه‌ای به صورت مجازی شروع کردیم که می‌توانید گفتگوی صمیمانه مارا در ادامه بخوانید.

-غزاله جان لطفا خودت رو برامون معرفی کن
من در سال ۱۳۵۹ به دنیا آمدم. مادرم همیشه می‌گفت نقاشیام آنقدر بد بود که حتی نمی‌تواستم کله‌ی یک اردک را درست بکشم. و من برای اینکه کله‌ی اردک را درست بکشم رشته‌ی نقاشی را برای دانشگاه انتخاب کردم. در دانشگاه هنرهای زیبای تهران مشغول رشته‌ی نقاشی شدم. ولی در دانشگاه به من یاد ندادند که کله‌ی اردک بکشم و من بعد از دانشگاه تصمیم گرفتم در یک شرکت تبلیغاتی کار کنم.

-چطور شد که تصویرگر شدی؟ این داستان از کجا شروع شد؟
آنجا بود که خیلی اتفاقی، یکی از دوستان مترجمم از من خواست تا داستانی را که ترجمه کرده تصویرسازی کنم. بعد از آن کتاب فهمیدم کشیدن کله‌ی اردک اهمیت ندارد و من دوست دارم »تصویرگر« کتاب باشم. برای اینکه دانش تصویرگربودن را پیداکنم در کارگاه ادبیات شورای کودک شرکت کردم تا کار “خوب” و تصویرگری جهان را بشناسم. چندین کتاب را به روش آزمون و خطا و نه خیلی‌ خوب تصویرگری کردم. ولی نکته‌ی مهم آنجا بود که به اندازه‌ی کافی کار خوب ندیده بودم. جستجوی کارهای خوب فرصت یادگیری را فراهم کرد و جالب آنکه در خیلی از کارهای خوب خبری از کله‌ی اردک نبود. آنچه توجه من را در تصاویر “خوب” جلب کرد برداشت‌های هنرمندانه از شرایط ساده و عادی بود. این روش، یعنی یاد گرفتن برداشت هنرمندانه، نهایت و پایان ندارد. در این روش مجبوری هر روز ابزار چشم و ذهنت را تعلیم دهی تا ببیند و درک کند. این روش به تصویرگری هم محدود نمی‌شود و شاید یک روش زندگی باشد. یعنی حتی کسی را که اثر هنری خلق نمی‌کند به جایی می‌برد که نگاه و درکی هنرمندانه داشته باشد. برای تصویرگری کتاب کودک این روش اهمیت بیشتری دارد. چون مخاطب تصویرگر یک انسان کامل کوچک است که جزییات را درک می‌کند و تجربیات محدود او از زندگی مانع نمی‌شود تا ایرادها و نواقص را نفهمد. یادم است وقتی بچه بودم و کتابی را ورق می‌زدم منتظر دیدن صحنه‌هایی بودم که داستان در ذهنم ساخته بود. بعضی وقت‌ها آنچه در واقعیت کتاب بود کافی نبود. یعنی تصویرگر لحظه‌ای حساس را نکشیده بود. یا مثلا چهره و احساس شخصیت را متفاوت با آنچه داستان در ذهن من درست کرده‌ بود تصویر کرده‌ بود. این شرایط مرا ناراحت می‌کرد. به‌طوری که حس می‌کردم به من بی‌توجهی شده‌ است. بنابراین یکی از نکاتی که سعی می‌کنم توجه داشته باشم روایت نکات کلیدی‌ است. متاسفانه همیشه منتقل کردن ذهن به کاغذ سخت است. دلیل این مشکل هم می‌تواند ضعف تکنیک یا شناخت ناکافی از طبیعت باشد. این نقطه ضعف من نیاز به توجه دارد و امیدوارم در طی زمان و با تمرین برطرف شود

-لطفا برامون از جوایزی که گرفتی بگو
انتخاب شده برای کاتالوگ و نمایشگاه تصویرگری کتاب کودکان در بلگراد در سال‌های ۲۰۰۷ ٬۲۰۰۹٬ ٬۲۰۱۱ ٬۲۰۱۳ ۲۰۱۵
برنده جایزه بین‌المللی مداد طلایی بلگراد ۲۰۰۹
انتخاب شده برای کاتالوگ و نمایشگاه Teatrio ایتالیا٬ ۲۰۰۷
انتخاب شده برای کاتالوگ و نمایشگاه سومین جشنواره کتاب تصویری Cj کره جنوبی ۲۰۱۰
انتخاب شده برای کاتالوگ و نمایشگاه جشنواره کتابخوانی کودکان شارجه ٬۲۰۱۲ ۲۰۱۴
انتخاب شده برای کاتالوگ و نمایشگاه Offenbach آلمان ۲۰۱۱ ٬ ۲۰۱۲
انتخاب شده برای کاتالوگ و نمایشگاه Padua ایتالیا ۲۰۱۵
نفر اول کارگاه خلق کتاب تصویرگری انتشارات علمی فرهنگی ٬ایران٬ ۲۰۱۴
انتخاب شده برای کاتالوگ و نمایشگاه Eden and X ایتالیا ٬۲۰۱۳ ۲۰۱۴
انتخاب شده برای کاتالوگ و نمایشگاه کرواسی۲۰۱۴

-برای چه گروه سنی کار می‌کنی؟
برای من داستان حرف اول را می‌زند. اگر داستان من را به ذوق بیاورد، به اینکه برای چه گروه سنی است توجه نمی‌کنم. شاید این هم یک نقطه ضعف باشد ولی من برای همه‌ی گروه‌های سنی کار می‌کنم. معمولا نمی‌توانم در برابر یک داستان خوب مقاومت کنم.

-معضلهای کار حرفه‌ای تون چیه؟
از نقطه ضعف‌های فردی در تصویرگری که بگذریم، بیشترین معضل کتاب، مشکل چاپ است. خیلی اوقات شده که تصاویر من بعد از چاپ تا حدود سی درصد از کیفیت خود را از دست داده‌اند و این خیلی توی ذوق آدم می‌زند. بعد از چاپ چنین کتاب‌هایی حتی رغبت نمی‌کنم برای بار دوم کتاب را ورق بزنم. البته این امید هست که به زودی با همت ناشرین خوش‌ذوق افت کتاب بعد از چاپ به حداقل برسد.

-تصویرگران برای شناخته شدن کارشون چه کاری باید انجام بدن؟

به نظر من بهترین راه رشد یک تصویرگر “دیدن فعال” به همراه “کار کردن مدام” است. نباید منتظر نتیجه شد تا به کار ادامه داد. وقتی کار می‌کنی اتفاق‌ها به‌طور خودبه‌خودی می‌افتند. اگر منتظر نتیجه باشی ناامید می‌شوی. وقتی برای خوب دیدن و آموزش دادن خودت کار کنی و از خودت کار بکشی، بعد از زمانی که نمی‌شود آنرا تعیین کرد، نتیجه‌ها نمایان می‌شوند. آنوقت است که کار دو سال پیشت را می‌بینی و کلی ایراد از آن بیرون می‌کشی و می‌فهمی که چقدر راه نرفته در پیش داری. به همین خاطر است که فکر می‌کنم باید روش زندگی هنرمندانه داشته باشی و به یک نگاه خاص قانع نشوی.

-در مورد هفته تصویرگری و نشان آبان چه حرفی داری؟
هفته‌ی تصویرگری یک یادآوری مهم است. برای اینکه نشان میدهد عده‌ای هم مسیر هم در یک جاده قدم برمی‌دارند. به همین خاطر در یک زمان مشخص می‌ایستند تا به هم نگاه کنند و مشوق و منتقد هم شوند. آنچه بیش از همه برای من انگیزه درست می‌کند دیدن تصویرگران موفق و صاحب‌ سبک ایرانی است که حرفه‌ای و در سطح جهانی کار می‌کنند. همه‌ی ما برای هم الهام بخش هستیم و هفته‌ی تصویرگری دل هر تصویرگر را گرم می‌کند و انگیزه می‌دهد. در این نمايشگاه، طبق قرار، ۱۵ عدد از تصویرسازی‌هایم را انتخاب کردم. سعي داشتم در سیر تاریخی آنها تنوع داشته باشم. برای مثال، یکی متعلق به حدود ده سال پیش بود و کار دیگر چند ماه پیشتر انجام شده بود. دریافت “نشان آبان” احساس مسئولیتم را بیشتر کرد. وقتی میدانی کارهایت دیده می‌شوند، وسواست بیشتر می‌شود و دیگر بهانه‌ای باقی نمی‌ماند که در بهتر شدن کوتاهی کنی. نشان آبان پیامی از ارزشمندی یک رابطه‌ی کامل و دوسویه دارد. رابطه‌ای که هنرمند مسوول تولیدش می‌شود و مخاطب مسئول دریافت کامل آن. یعنی هنرمند مسئول می‌شود اثری زیبا و کامل خلق کند و مخاطب مسئول می‌شود که نقد کند و اثری را که پذیرفته ابراز کند. به نظر من اهدای “نشان آبان” از طرف انجمن تصویرگران این پیام را دارد که مخاطب تو را می‌بیند و نقد می‌کند.

در انتها از غزاله بیگدلو بابت فرصتی که در اختیار من و سایت گپ تصویرسازی قرار داد تا این مصاحبه انجام بگیرد تشکر می‌کنم.

 

 

 

نظرات

اگر دیدگاه خاصی در مورد این مطلب دارید بیان کنید