مصاحبه اختصاصی گپ با حدیثه قربان، تصویرگر کودک و خردسال

شبنم صباغشبنم صباغ

«حدیثه قربان» تصویرگر نام‌ آشنای فضای کودک و خردسال که کتاب‌هایش و دنیای رنگارنگی که برای کودکان می‌سازد همواره در دنیای تصویرگری مطرح بوده است. گفتگوی کوتاه و صمیمانه من و حدیثه قربان را در متن زیر می‌توانید بخوانید و در ادامه با آثار زیبایش آشنا شوید.

-سلام حدیثه جان؛ لطفا خودت رو معرفی کن:
من متولد ۲۸ ام فررودین  ۱۳۶۴ هستم. مثل تمام بچه‌های دیگر، نقاشی و ساخت‌وساز با مقوا و پارچه را دوست داشتم، تابستان‌ها به کلاس طراحی و نقاشی می‌رفتم، تا قبل از رفتن به دوره‌ی راهنمایی فکر می‌کردم باید برم سمت و سوی هنر، اما چه رشته‌ای رو هنوز نمی‌دونستم.
هنرستان رشته‌ی گرافیک خوندم و بعد از تمام شدن تصمیم گرفتم در دانشگاه هم همین رشته رو ادامه بدم، تا اینکه موفق شدم و در سال ۱۳۸۴ وارد دانشگاه هنر شاهد شدم، از سال ۱۳۸۴ وقتی دانشجو بودم تلاش کردم تا بتونم با نشریات و انتشارات کودک آشنا بشم و همکاری کنم. کم‌کم شروع به تجربه‌های خوبی کردم، موقعیت‌های کاری برام ایجاد شد و من هر از گاهی برای مجلات تصویرسازی می‌کردم اما کار حرفه‌ایم رو از سال ۱۳۹۰ شروع کردم.

 

-چطور شد که تصویرگر شدی؟
من عاشق کارگردانی بودم، مخصوصا دوستدار و طرفدار خانم رخشان بنی‌اعتماد. مجله‌های فیلم رو می‌خریدم و به صورت آرشیو نگه می‌داشتم، تمام خبرهای سینمایی رو پیگیری می‌کردم، می‌خواستم هرطوری که شده کارگردان بشم و بهترین راه وارد شدن به این عرصه را از طریق هنرستان صدا و سیما می‌دونستم، اما دیر متوجه شدم و زمان ثبت‌نام تمام شده بود.
در نتیجه تنها راهی که من را به کارگردانی و سینما می‌رسوند این بود که برم هنرستان و بعد هم از طریق کنکور هنر وارد رشته‌ی کارگردانی بشم.
وقتی وارد هنرستان شدم و با انتخاب رشته‌ی گرافیک فهمیدم به دنیای جالبی پا گذاشتم، عکاسی (ظهور و چاپ)٬ صفحه‌آرایی، تصویر‌سازی، خوشنویسی، مبانی و …
بین همه‌ی درس‌ها، من شیفته‌ی تصویرسازی شدم، روزهای دوشنبه، درسی که بخاطرش شب تا صبح بیدار می‌ماندم تا بهترین کار رو ارائه بدم.
هیچ وقت این صحنه از ذهنم پاک نمیشه، کتاب‌های زمان هنرستان ما٬ برای آموزش و نشان دادن تکنیک‌های مختلف با آثاری از اساتید تصویرسازی‌ چون: استاد پرویز کلانتری، استاد زرین کلک، استاد مکتبی، استاد صندوقی و… مزین شده بود، با حسی عجیب و غریبب روی اسامی این عزیزان خط می‌کشیدم و می‌نوشتم (تصویرگر: حدیثه قربان).
شوق و ذوقم زیاد بود و حس می‌کردم تنها کاری که من رو قلبا شاد و آرام می کنه، تصویرسازی هست. اونموقع  هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که روزی تصویرگر بشم، اما الان خودم رو یکی از خوشبخت‌ترین‌ها میدونم.
برای تصویرگر شدن خیلی کار کردم٬ خیلی تلاش کردم، جسارتم هم زیاد بود. چون این حرفه را دوست داشتم، هیچ وقت دست از تلاش بر‌‌نداشتم.
اولین کاری که از من در مجله سروش کودکان چاپ شد زمانی بود که هنوز وارد دانشگاه نشده بودم. وقتی الان به کار اولم نگاه می‌کنم خندم می‌گیره اما برای اولین بودن خوب بود.

«قشنگی روزگار به همین، من با امید کارگردان شدم مسیری را طی کردم و الان در حرفه‌ی دیگری هستم و کاملا ازش خوشحالم.»

 

-این مسیری که طی کردی چقدر به خوب بودن حالت کمک کرد؟
من الان با تصویرسازی حالم خیلی خوبه. مخصوصا که انتخاب کردم تصویرگر کودک و خردسال باشم این بیشتر حالم را خوب می‌کنه. این‌که با بچه‌های دو تا چهار ساله  و شش و هفت سال کار می‌کنم و براشون دنیایی رو خلق می‌کنم که خودم هم وارد آن دنیا  می‌شم، این یعنی خود زندگی. برای نوزادانی قرار کار ‌کنم که مهمترین دوران زندگی خودشون را طی می‌کنن٬ لذت می‌برم و برای کارهای جدیدی که قراره انجام بدم شوق دارم.

 

-بیشتر با کدوم انتشارات کار می‌کنی؟
من بیشتر با انتشارات افق٬ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان٬ پیدایش، محراب قلم، شهر قلم، خانه ادبیات و مجلات رشد…. کار می‌کنم. هر چند الان کار با مجلات رو کم کردم و بیشتر روی کتاب‌های تصویری متمرکز هستم اما هم‌چنان با مجلات رشد کار می‌کنم چون این مجلات به دورترین و حتی محروم‌ترین نقاط کشور ارسال می‌شن و به دست کودکانی می‌رسه که لبخند همان کودکان برای من کافیست، حتی ممکنه هیچ‌وقت نتوانم اون کودک رو ببینم اما همین که کودک اون مجله رو می‌بینه و میتونه دریچه‌ای برای پیشرفت و ترقی داشته باش، برای من یک دنیا با ارزش و خدا را شکر.

 

-مهم‌ترین وقایعی که زندگی هنری شما رو شکل داده؟
دوروبر من همیشه آدم‌های خوب بودند و خیلی حمایتم کردند اما بیشترین چیزی که زندگی من رو پر کرده، انگیزه و انرژی خودم بوده. من از خودم انرژی می‌گیرم. امید دارم، به فردا، به کار، به پیشرفت،….
اما اولین کار کتاب من در سال ۸۹ -۹۰ برای (نشر شهر) بود با عنوان (پیشی کوچولو). یک روزی به نمایشگاه مطبوعات رفته بودم، «عباس تربن»، از شاعران خوب کشورمان هم رو در غرفه ی روزنامه همشهری (دوچرخه) حضور داشتند و رفتم پیش ایشون، کارهام همراهم بود، گفتم من دوست دارم تصویرسازی کنم و ایشان گفتند، میخوای الان این‌کار رو انجام بدی؟
گفتم، بله.
گفتند، یک هفته‌ای می‌تونی کتاب را تحویل بدی؟ و منم فکر کردم (باید تمام تلاشم را برای این کار انجام بدم و حتی بیدار بمونم) و گفتم انجام می‌دم.
در طول یک هفته، کتاب را طراحی و اجرا کردم. بدون هیچ استراحتی . کار رو ارائه دادم و اون سال فروش کتاب آنقدر بالا بود که به چاپ دوم و سوم هم رسید.

 

-برای چه گروه سنی بیشتر کار می‌کنی؟
علاقه‌ی شخصی‌م به گروه سنی پیش از دبستان و خردسال هستش. اما برای گروه سنی «ب» و «ج» هم کار کرده‌ام. ولی بطور تخصصی دارم برای این گروه سنی یعنی (سن پیش از دبستان و خردسال) کار می‌کنم.
کار کردن برای گروه خردسال خیلی سخته، چون باید کوک و روان کودک را بشناسی٬ بچه‌ها با سن و سال‌های مختلف روحیه‌های مختلف دارند. و علاوه بر شناخت کودک و روان‌شناسی، باید نیازهای آنها را هم بدونید. من دائما در حال خوندن کتاب‌های روان‌شناسی یا مقاله و یا گوش دادن به فایل‌های مرتبط به این موضوع ها هستم.

 

-برای اینکه فضای یک تصویرگر با فضای درونی کودک نزدیک باشه چکار باید کرد؟

هم باید مطالعه کرد و هم اینکه با بچه‌ها بیشتر در ارتباط بود. من الان با بچه‌های خردسال کار می‌کنم. این‌کار باعث می‌شه بیشتر با روحیات بچه‌ها آشنا بشوم و اینکه حالت رو خوب می‌کنه٬ بهت یاد می‌ده و تو باید خوب یاد بدی. و این خیلی سخته چون اگر کمی لغزش در کارت باشه ممکنه دنیای اون کودک رو تغییر بدی.

 

-معضلات کار حرفه‌ای شما چیه؟
یکی از معضلات حرفه‌ی ما، سفارش دهندگانی هستند که کار رو مطابق نظر و دیدگاه خودشون میخواهند (البته این تعداد در اقلیت) که باعث میشه دست من در طراحی و اجرای کار به عنوان تصویرگر باز نباشه و با خیال راحت کار را پیش نبرم، و یا نظرات خاص که شاید از دید من، جذاب و یا هماهنگ نباشن، امیدوارم روز به روز روند همکاری های بهتر و نزدیک‌تر بین سفارش دهنده و سفارش گیرنده به وجود بیاید.

 

با تشکر از حدیثه قربان .
شبنم صباغ

 

 

نظرات

اگر دیدگاه خاصی در مورد این مطلب دارید بیان کنید